خرید بک لینک
دلم میخواست در عصر دیگری, دوستت میداشتمدر عصری مهربانتر و شاعرانهترعصری که عطر کتابعطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس میکرددلم میخواست تو رادر عصر شمع دوست میداشتمدر عصر هیزم و بادبزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

تیری رها از چله و بر چشم منکه آهویمآهوی توای دشت نا تمامکه میکشانیام به درگاه وجرعه نمیبخشیام هنوزای دشت قتال,چون نوشدارو بگیرم از کف اژدر بختتن بسوزم به گلزاربه دیدار بدر خلاص قاسم آهنین جانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

تا در خزان روز
دستم بهار باشد
تصویری از روبروی تو میخواهم
با سبز سبز سبز
تنها, دو برگ سبز


منصور اوجی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

از بهار چیزی به منقار ندارماز شرم منتظران به کجا بگریزمهر شبهمه شبدر تمامی سردابههای جهانزنی که نام مرا به تلاوت نشسته استای آبروی اندوه من سقوط, مرا اینک, از ابرها, ببین,چونان باژگونه بلوطیکه بر چشم پرندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

آی تو
ابر کامکار
بر من ، این به راه باد مشتی از غبار
نم نم نوازشی ، اگر نه آبشار بخششی ، ببار
ورنه دیر میشود
دیر


اسماعیل خویی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

و ﺑﺮ اﻭ میﻧﮕﺮﻳﺴﺘﻴﻢﺩﻳﺪﮔﺎﻥ و ﺩﻳﺪاﺭﺵو اﻳﻦﻛﻪ اﻳﻦﺟﺎ میﺑﻮﺩ وﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻋﺸﻖﻫﺎی ﺑﻪﺟﺎﻥﺩاﺩﻩاﺵﻛﻪ نمیﺩﻳﺪو ﺟﺰای ﻋﺠﻴﺐْﺻﻮﺭﺕِ ﻋﺠﻴﺐْ ﺯﻳﺒﺎﻳﺶﮔﺮﻳﺴﺘﻦِ ﺁﺭاﻡِ ﺧﻂﻮﻁﻫﺠﺎﻫﺎی ﺩﺭ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﺩﺳﺖ ﺑﻪﺳﻮی ﺗﻮ میﺁﻭﺭﺩﺳﺎﻟﻴﺎنِ ﺩﺭاﺯﺑﻴﺎﺑﻨﺸﻴﻦﻛﻪ اﻓادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

سلام ریخته زیر پای در
کنار خشخش لولا
خداحافظ با صدای کفش میگذرد
خداحافظ دور میشود
با صدای کفش
و سیاه, از چراغ, میبارد


بیژن نجدی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

چشمان تو تفتهاز شراب, سرخچگونه این تفتگی فروبنشانم ؟— بنوش و بساز هر دوبه بوسهای یکیپشتِ آن یکی —پس دوباره هر دو را میا کنیاز شراب زردکه دوسترین میدارم گونر اکلوفبه فارسی بیژن الهیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

با تو حرف میزنمبا تو حرف میزنماز ته این دلممیدانم جواب نمیدهیجواب چطوری بدهیوقتی که تو را خیلیها با فریاد میخوانندتمام آنچه من میخواهم اجازهایستبدهی اینجا منتظر بایستمکه علامتی به من بدهیاز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

چشمهایم را میبندمو دهانم را از رویا پُر میکنمبه پشت خوابیدهامو قلبمسرم را تکان میدهد نگاه کناین شاخه درست دیوانگیهای مرا دارد رضا بروسانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 17:15

وقتی که دایناسورها تازه مُرده بودندو پیغمبرها در راه بودندمن شاعر تو بودمو بادبان کلمه واژگان مرا میراندتو سالهای نوری را بر گونههایت روشن نگاه داشته بودیمن صفحههای زبان را میچرخاندمو با سرعت مافوق صوت دیوانه میشدمروزی به خواب تو میآیم میبینی که من تواَمو تیمارستانی با صد هزار عاشق هستمابرو حوالهی دریا کنو مثل باد گذر کن از شهر پنجرههای ویرانمن در تمام پنجرهها انتظار تو را میکشمهر کس که ویرانههای چشم مرا دست کم گرفت ، نفرین شدهست :عاشق خواهد شدحتی اگر تو باشی که صدها هزار عاشق نابینا در شهرهای جهان داری رضا براهنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

پیغمبری شدم که خدایش او را از خویش رانده بودمسدود مانده راه زبان نبوتشمن آن جهنمم که شما رنجهایش را در خواب هایتان تکرار میکنیدخورشید ، هیمهای است مدور که در من استیک سوزش مکرر پنهانی همواره با من استو چشمهای من ، خاکستریست که از عمقهای آنققنوسهای رنج جهان میزایندتنهایماز آن زمان که شیدایی خجستهام از من ربوده شد اینک منممردی که در صحاری عالم گم شدمردی که بر بنادر میثاق و آشتی بیگانه ماندمغروق آبهای هزاران خلیج دورپیغمبری که خواب ندارد رضا براهنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

به هرحال تو ناپدید میشوی سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۱۳ ب.ظ | نوشته شده به دست امیرعلی یاسمــی | ( ) به پاییز یا بهار _چه تفاوتی ؟به جوانی یا پیری _چه اهمیتی ؟به هرحال تو ناپدید میشویدر نقشِ کلشدهای محو ، محو شدیهمین حالا یا لحظهی پیشیا بگو هزار سال پیشولی ناپدیدیِ تومیماند گونر اکلوفترجمهی بیژن الهی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

تیری به تو انداختهام
تا تو را در دلم شکار کنم
سنگیست : کانکندِ مجرمان
سربیست : غرق خون
آهنیست : غرق عسل
کلوخِ بر کندهی کانسنگیست
با لبههای بریده بریده
تا زخم نه ، ریش ریش کند
تا که حالیت کند یعنی چه
از عشق مُردن


گونر اکلوف
ترجمهی بیژن الهی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظهها جاری استچگونه عکس تو در برق شیشهها پیداستچگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز استتو از بلندی ایوان به باغ مینگریدرختها و چمنها و شمعدانیهابه آن ترنم شیرین به آن تبسم مهربه آن نگاه پر از آفتاب مینگرند تمام گنجشکانکه در نبودن تومرا به باد ملامت گرفتهاندتو را به نام صدا میکنندهنوز نقش تو را از فرازِ گنبدِ کاجکنار باغچهزیر درختهالب حوضدرونِ آینهی پاک آب مینگرند تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده استطنینِ شعرِ نگاه تو در ترانهی منتو نیستی که ببینی ، چگونه میگرددنسیم روح تو در باغِ بی جوانهی من چه نیمه شبها ، کز پارههای ابر سپیدبه روی لوح سپهرتو را ، چنانکه دلم خواسته است ، ساختهامچه نیمهشبها ــ وقتی که ابر بازیگرهزار چهره به هر لحظه میکند تصویربه چشم همزدنیمیان آن همه صورت تو را شناختهام به خواب میماندتنها ، به خواب میماندچراغ ، آینه ، دیوار بی تو غمگینندتو نیستی که ببینیچگونه با دیواربه مهربانی یک دوست از تو میگویمتو نیستی که ببینی ، چگونه از دیوارجواب میشنوم تو نیستی که ببینی ، چگونه ، دور از توبه روی هرچه درین خانهستغبار سربیِ اندوه ، بال گسترده استتو نیستی که ببینی ، دل رمیدهی منبه جز تو ، یاد همه چیز را رها کرده استغروبهای غریبدر این رواق نیازپرنده ساکت و غمگینستاره بیمار استدو چشم خستهی مندر این امیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

صفحه بندی